ساحل عشق

سنگدل


پیش آن سلسله مو مشت ما وا شده بود

وسط اینهمه کوه تیشه رسوا شده بود

همه بر ساحل عشق تشنه می رقصیدند

روح مرموز اتش مثل دریا شده بود

بهترین لحظه ی عشق با تو پیدا شده بود

باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود

گرچه ای دف زن مست شیشه ی باده شکست

یک بغل مستی نور قسمت ما شده بود

دیدم اهریمن شب در شب کشتن خویش

انقدر نی زده بود تا اهورا شده بود

رفته بودم به ببرش پیرهن پاره کنم

یوسف از فرط جنون چون زلیخا شده بود

 

پیش آن سلسله مو، مشت ما وا شده بود
وسط این همه کوه، تیشه رسوا شده بود
باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه عشق، با تو پیدا شده بود

همه بر ساحل عشق، تشنه میرقصیدند
روح مرموز عطش مثل دریا شده بود
باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه عشق با تو پیدا شده بود

گرچه ای دف زن مست شیشه باده شکست
یک بغل مستی و نور، قسمت ما شده بود
باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه عشق با تو پیدا شده بود

دیدم اهریمن شب، در شب کشتن خویش
آنقدر می زده بود، تا اهورا شده بود
رفته بودم به برش، پیرهن پاره کنم
یوسف از فرط جنون، مست لیلا شده بود

چنگ بر خاک زدم، تا به چنگش بکشم
دیدم از روزن خاک، محو بالا شده بود

گرچه ای دف زن مست شیشه باده شکست
یک بغل مستی و نور، قسمت ما شده بود
باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه عشق با تو پیدا شده بود

 

 ***********************************************

 

 

عمــق چشــــمان پـــــر از تنهاییـــــم را دیــد و رفت
ســــنگدل، بـــــر آرزوهـــای دلــــم خندیــــد و رفت


عاقبـــــــت گفتـــــــم بـــــــه او راز دل دیــــــوانه را
مـــن که گفـــتم دوستـــش دارم، چـرا رنجـید و رفت؟

ماهــــی در تنــگ زنــــدانی شده، حــــــرفی بــــزن
از همــان تـــوری که از دریــــا تو را دزدید و رفت

"
شـــعله ی ایـــن شمــــع آتش مــی زنـد بر جان تو"
عاقبــــت پــــروانه ای ایـــــن جمله را نشنید و رفت

آه! این تصویـــر در آییـــنه تکــــراری شــــــده است
باز هم اشــکی به روی گــــونــه اش لغـــزید و رفت

"
از چه رو بغض و غرور و قلب من با هم شکست؟"
عاشــقی دلسوختـــــه این نـــکته را پرســــید و رفت

ای خــــــدا! از آدمـــــــیزاد زمیـــــــــنی در گــــــذر
آن که از باغ بهشتت سیــب سرخــــی چـــید و رفت

غـــرق در رویــــــای تو بــــودم که پــــلکم بسته شد
یـــک فرشــــته آمــــد و روی مــرا بــــوسید و رفت

 

[ یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ امیر ]
.: Weblog Themes By SlideTheme :.